یاهو-بلاگفا-یاهو-وبلاگ
if ( intCount==-1) strResult="آرشیو نظرات"; if ( intCount==0) strResult="نظر بدهید"; if ( intCount==1) strResult="یک نظر"; if ( intCount>1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="http://commenting.blogfa.com/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل















خوشبختی

زندگی را با همه ی زیبایی اش در آغوش می کشم...

امروز تو مطب متخصص پوست،یه خانمی که با خواهرش اومده بود و بچه های هر دوشون کف مطب داشتن غلت میزندن و بعدش دستاشونو تا مچ میکردند تو دهانشون!!  بعدش اگه بگید از مجلس ِ ما صدا در اومد،از این دو تا مادر هم همینطور!!!


خواهر کوچیکه داشت به دکتر پشت کمر و رو سینه اش رو نشون میداد که پر جوش و جای جوش و فرو رفتگی بود و صورتش هم از اون بدتر! سنی نداشت اما ۳ تا بچه داشت و خوش هیکل هم بود! بعد شوهره به این وضع بدن این اعتراض داشته ضمن این که با کسای دیگه هم بوده...

بعد دکتره بهش میگفت خانم بهتر نبود به جای این که از مچ تا رو بازوهات رو این همه النگوهای پت و پهن بندازی و حتی گوش دختر چند ماه ات رو سوراخ کنی و گوشوار به این گندگی رو بچپونی تو گوش ای طفلک معصوم،یه کم به خودت و پوستت میرسیدی که این جوری نمیشد؟؟؟ و به این جا نمیکشید؟

بعدم بهش گفت خانم میخوام سر به تن شوهر عوضی ات نباشه با این کارایی که میکنه اما آخه مگه شوهرت فقط با دستت کار(!!!!!) داشت که تو انگار فقط به این جا رسیدی؟؟مگه می خواست این جا رو ببوسه؟؟ اون جاهایی رو که اون کار(!!!!) داشت و می خواست ببوسه رو تو حتی یه ذره اهمیت ندادی که به این جا رسیده! حالا اون به جهنم!!!! برای خودت هم مهم نبود؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خوب از اون جایی که من از ته دل دوست دارم که تجربه ها و نکات خوب زندگی ام رو با بقیه شریک بشم تا اگه کسی واقعا تو موقعیتش بود بتونه استفاده کنه،دلم میخواد یه داروی لاغری فوق العاده(تبلیغاتی نیست ها! درمانیه و تایید و تجویز شده توسط اف دی ای-اداره ی دارو غذای آمریکا) و بی ضرر و بسیار بسیار موثر(برای بالا بردن سوخت و ساز بدن)معرفی کنم این جا ولی حوصله ی پسامد هاشو ندارم واقعا!!  :)) و همین طور  ۲ راهکار دیگه...

حالا اگه قول بدین   که بچه های خوبی باشید و هی بعدش چرا این این جوری و چرا اون جوری و اصلا تو بهم میگی چه جوری؟؟؟،راه نندازید،میگم براتون!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

امروز از دادگاه زنگ زدند و پنج شنبه،جلسه ی اصلی  دادگاه اون جریان آدم ربایی هست! پسره یک هفته بعد از اون جریان،از زندان ا ط ل ا ع ت  به زندان عادل آباد تحویل داده شده و ممنوع الملاقات هست و ممنوع الوثیقه! از اکثر امکانات رفاهی هم درون زندان محرومه!

اصلا تحمل اون ریختش و چشمهای دریده و جنایتکارش رو ندارم واقعا!! با فامیل های مدعی و معتادش!! جرمش هم که گفتم شده: شروع به آدم ربایی - مزاحمت علیه بانوان و جعل عنوان!

فقط شانس آورده که من حتی یک متر هم باهاش نرفتم وگرنه به جای شروع به آدم ربایی میشد خود آدم ربایی و بدبخت میشد!

اون جعل عنوان هم که به من مربوط نیست و از نظر عمومی مجازات میشه.

فکر کنم مزاحمت علیه بانوان هم تا حدودی این جوری باشه!

کسی این جا حقوق نخونده؟؟ من می تونم اعاده ی حیثیت هم بکنم؟؟ بابت اون تهمت هایی که به من زد تو پاسگاه(که گفت من کارمند مورد دار هستم و تحت تعقیب وزارت اط ل ا ع ا ت) ؟؟

میشه؟



اونایی که نمیدونند جریان چیه، اینجا رو بخونند.




.

.

.

.

.

.

دقت کردید که هرشب دارم می نویسم؟؟؟   ظاهرا نطقم باز شده دوباره!!!    

نوشته شده در دوشنبه 18 آبان‌ماه سال 1388ساعت 01:40 ق.ظ توسط نهال نظرات (9)