یاهو-بلاگفا-یاهو-وبلاگ
if ( intCount==-1) strResult="آرشیو نظرات"; if ( intCount==0) strResult="نظر بدهید"; if ( intCount==1) strResult="یک نظر"; if ( intCount>1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="http://commenting.blogfa.com/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل















خوشبختی

زندگی را با همه ی زیبایی اش در آغوش می کشم...

یکشنبه که تو مطب متخصص پوست بودم،یه دختری با مادر و مادر بزرگش اونجا بودند.مادر و مادر بزرگش که مانتویی بودند و خود دختره هم که از بالا تا پایین مارک بود!!

یه جوری که وقتی پامیشد تو مطب راه بره همه ی سرها باهاش حرکت می کرد و همین جوری کله کله قند تو دل آقایون اونجا آب میشد و خلاصه اکثرا خیلی تابلو در تب و تاب نخ دادن به خانم بودند و  البته خانم های شوهر داری که شوهراشون هم اون جا بودند هم شدیدا حرص می خوردند...



بعد که ویزیت شدند و اومدند بیرون،دختره داشت داروها رو با منشی چک می کرد و خوب سالن انتظار هم ساکت ساکت بود و همه میشنیدند...



-خانم این پماده مال ِ خارشته*؟؟



-خانم این کفسول** مال سوزشته*** پوستشه؟؟



-خانم همین دو نخسه ****بود فقط؟؟



*خارش

**کپسول

***سوزش

****نسخه!!






امروز بعد مدت ها یه سر رفتم تو یکی از خیابان هایی که معمولا مرکز خرید هست.

عملا که خیابون ها شده مرکز آزاد شو لباس زیر آقایون !!  یعنی شلوار جین هایی که داره از پاشون میفته یا انگار یه بچه که دایپر بوده کلی پی پی کرده و مامانه هنوز عوضش نکرده و حالا پوشکش سنگین شده!!!


بعد زار و زندگی شون که کلا بیرونه و کمره شلواره،تازه از اواسط باسنشون شروع میشه!!!



 نکنید آقا جان! این مدل لباس پوشیدنتون باور کنید که هیچ جذابیتی نداره!! اگه منظورتون نشون دادن اون تکه از لباستونه که  تا اونجایی که چشم کار می کرد کلا یا سفید بود یا آبی ،خوب دیدیم دیگه! بسه! :))






امروز رفتم زیپ یه شلوار مشکی و یه کاپشن ورزشی رو عوض کنم.خوب زیپ شلواره که کلا جنسش خوب نبود و خودم می خواستم عوض شه،زیپ کاپشنه هم که سرزیپش کنده شده بود.

رفتم تو اولین مغازه ی خیاطی و کاپشنه رو به خیاطه نشون دادم،با اخم گفت،خانم دست مزد من میشه ۵۰۰۰ تومان زیپش رو هم الان خودت بخر بیار...گفتم باشه اشکالی نداره.

از در که اومدم بیرون،خیلی خیلی غیر ارادی،ضمیر ناخودآگاهم که ظاهرا این روزها بیشتر در جریان وضعیت مالی ِ منه،دست منو گرفت برد مغازه ی بعدی! که خیاطه تو ۳ سووووت،با ۵۰۰ تومان(!) برام درستش کرد!! یعنی ۱/۱۰ اونجا!! 


کلا میگن بی پولی نکشیدی تا لاقیدی ِ مالی ِگذشته ات یادت بره!! :))  (این ضرب المثل ِ اصلیه و قدیمی و سندش هم تو فرهنگستان موجوده!!)





نه من انگار بزنم به تخته بعد از تقریبا یکسال و هشت ماه زبونم باز شده!!! این نشونه ی خوبیه ی دیگه؟؟؟





نوشته شده در سه‌شنبه 19 آبان‌ماه سال 1388ساعت 01:55 ق.ظ توسط نهال نظرات (15)