رفقا چند تا نکته ی دستور زبان پارسی بود که به حق نمیشه مثل بقیه ی دستور زبان به اون صورت بی خیالش شد،به این خاطر که به شدت هویت ملی ما رو به بازی گرفته.اینه که گفتم با شما هم در میان بگذارم(هرچند که حتما خیلی ها می دونند) تا اگه بشه با همدیگه سعی کنیم که تمرین کنیم به شیوه ی درست در این موارد گفتگو کنیم....
اول:
واژه ی غذا در اصل به معنی ادرار شتر هست! درستش در زبان پارسی خوراک هست!
دوم:
سگ پارس می کند اشتباه هست. و این اشتباه از زمان حمله ی اعراب به ایران باب شد. جریان هم این بوده که ایران به سرزمین پارس معروف بوده...و از طرفی هم سگ در دین اسلام نجس به شمار می آد. در نتیجه عرب ها برای تحقیر هر چه بیشتر ایرانی ها ، صدای سگ رو(که در اعتقاداتشون نجس بوده) به پارسی ها(ایرانی ها) نسبت دادند...سگ پارس می کند...
درستش : سگ عو عو یا واق واق می کند .
توضیح: این دو مورد به طور مستقیم ملیت ما رو به سخره گرفته بودند. وگرنه شکی نیست که زبان عربی به اعتقاد کارشناسان زبان،زبان کاملی هست و بعضی مواقع اونقدر در فارسی ذوب شده که جایگزینی ِ مورد به مورد واقعا کار مشکلی هست و صد البته من هم داعیه دار دفاع از زبان پارسی نیستم.
اما بقیه موارد با اهمیت کمتر:
سوم:
پرهیز از دراز نویسی:
مثال اشتباه: امیدوارم کتاب هایی که برایت خریدم مورد پسندت قرار گیرد.
مثال صحیح:امیدوارم کتاب هایی که برایت خریدم را بپسندی.
چهارم :
پرهیز از حَشو (زاید) :
اشتباه : سن هفت سالگی / شب لیله القدر
صحیح:هفت سالگی / لیله القدر
پنجم:
یه مورد دیگه که من در این سال ها در وبلاگستان پارسی در سطح وسیعی دیدم،مربوط میشه به کسانی که برای به کار نبردن واژه ی عربی،دست به تغییر فرم کلمه زدند به اشتباه :
مثل کسانی که : مثلا رو مثلن می نویسند یا اساسا رو اساسن یا ناچارا رو ناچارن یا احتراما رو احترامن و گاها رو گاهن....
دوستان من این طرز نوشتن به طرز واضحی اشتباه ست. به قول ما ایرانی ها چه علی خواجه چه خواجه علی!!
به هر حال «ن» آخر کلمه تلفظ میشه حالا چه به شکل تنوین و چه به شکل حرف «نون».
البته یه موقعی فرهنگستان هم این اشاره رو کرد اما الان اساتید زبان به شدت با این مساله در حال مبارزه و مخالفت هستند.چون در واقع شکل ادای کلمه تغییری نمی کنه!
درست تر این میشه : گاهی: گاهی-ناچارا: ناچار یا به ناچار-احتراما: با احترام و...
هرچند که اینقدر زبان ما با عربی در آمیخته که نمیشه کار ریشه ای انجام داد...حتی اگر شکل صرفش رو هم تغییر بدیم باز گاهی ریشه ی خود کلمه عربی هست.اما اگه بخواهیم همون رو هم درست تر بیان کنیم به این شکلی میشه که گفتم.
الان خسته ام ،سعی می کنم به تدریج مواردی رو که بلدم و تایید شده و صد در صد درست هست رو این جا بنویسم...
فقط اون دو مورد اول یه کم زیادی ضروری هست تغییرش که امیدوارم همه با هم بتونیم روی خودمون و اطرافیانمون کار کنیم...
شاد شاد شاد شاد باشید...
این روش بسیار بسیار ساده است. این دو برنامه کاهش وزن از طریق شستشوی مغزی یکی سریع و دیگری ملایم ، این دو برنامه کاهش وزن به صورت کاملاً رایگان ارائه چرا و چگونه این برنامههای «شستشوی مغزی» اثر بخشند؟ دلیل اگر فقط چند بار این جملات را در طول روز تکرار کنید آن بخش پیش از هر چیز بهتر است بدانید: ایدهها و باورهای شما در باره اضافه وزن است که شما را از لاغری و تناسب اندام دور نگه میدارد. شما باید آنها را تغییر دهید. برنامهای که برای شما مناسبتر است را انتخاب کنید جملات تاکیدی که در این برنامه استفاده میشوند، پیامدهای برای تغییرات کوچکی آماده باشید: در نوع غذاهایی که انتخاب آماده روبرو شدن با پیامدهای روانی کاهش وزنتان باشید. یک جملات تاکیدی که لاغری را به سمت شما جذب خواهند کرد: «
جملات تاکیــــــدی مواردی که جوابگو هستند و مواردی که اثری ندارند , جملات تاکیدی مثبت نظیر «من عاشق هستم، من ماهی 300000 تومان اولین نکته آن است که جملات تاکیدی باید مثبت و رو به جلو نبایدها!!
تعداد دفعات تکرار . خانم لوئیس هی، متخصص جملات تاکیدی، چند صد دفعه در روز و هر بار یک یا دو جمله تاکیدی را توصیه میکند. دیگر متخصصین برنامهای کمی متفاوت را پیشنهاد میکنند؛ توصیه آنها فهرستی از جملات متفاوت است که به طور معمول 10 بار، دو نوبت در روز دروغ بزرگ! اگر جمله تاکیدی، «دروغ بزرگی» است، به جملات تاکیدی بسیار مهم، 400 تا 500 بار در روز تکرار میشوند. جملات تاکیدی ضعیفتر، دو نوبت و هر نوبت 10 بار تکرار میشوند. , دروغ کوچک! ممکن است دروغهای کوچکتری نظیر «من هر جملات تاکیدی درست: جملات تاکیدی که در حال حاضر صحت فرآیند: شما شروع به گفتن یک جمله تاکیدی، صدها بار تجربه شخصی من. هنگامی که بازگو کردن جمله تاکیدی اگر به مشکلاتی برخوردید (یا در حال حاضر در یک دوره روان – * , * , * اسب رویاهای خود را به راه بیاندازید. به اندامتان پس از توجه کنید که معمولاً سه هفته طول میکشد تا یک عادت رفتاری هفته اول: فقط جملات تاکیدی VIP را بکار ببرید (400 هفته دوم: پس از هفته اول، ممکن است تصمیم بگیرید که
هفته سوم: آیا جملات تاکیدی هفته پیش برایتان آسان هفته چهارم و پس از آن: مانند هفته سوم ادامه دهید. به تدریج به وزن نهایی مطلوبتان دست خواهید یافت.
وقتی پیامدهای این کاهش وزن پیش میآیند، که حتماً پیش خواهد هدف از این برنامه کاهش وزن، آرامتر پیش رفتن است، این جملات تاکیدی برنامه شستشوی مغزی ملایم: هـــرگز جملات جملات تاکیدی اهداف کوتاهمدت: «من 5 نوبت میوه و جملات تاکیدی که لاغری را به سمت شما جذب خواهند کرد: «من * , * , * اسب رویاهای خود را به راه بیاندازید. به اندامتان پس از برای تغییر کردن آماده باشید: در نوع غذاهایی که انتخاب توجه کنید که معمولاً سه هفته طول میکشد تا یک عادت رفتاری هفته اول: فقط جملات تاکیدی VIP را بکار ببرید (400 هفته دوم: یک عادت غذایی که مایل هستید هم اکنون آن را عوض کنید و یا یک راه که اکنون دوست
هفته سوم: آیا جملات تاکیدی هفته دوم آسان بودند؟ اگر هفته چهارم و پس از آن: مانند هفته سوم ادامه دهید.
نهال نوشت:
این مطلب رو خیلی وقت پیش خوندم و فکر کردم با شما هم شریک بشم....به هر حال مبحث انرژی یه موضوع ثابت شده است و من اعتقاد دارم برای کسانی که معتقد به این مقوله هستند این مطلب مفید خواهد بود....
رژیم مناسب غذایی و ورزش منظم و پیگیر در هر شرایطی حرف اول رو میزنه... |
گفته بودم که فقط روزمره نویسی می کنم یه مدت....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این هفته من تقریبا هر روز به خاطر خرابی ماشین یا تو خیابون موندم و یا تعمیرگاه بودم!
از کار و زندگی واقعا افتادم!!
من ماشینم رو خیلی دوست دارم...یعنی جزو معدود چیزهای مادی هست که به من احساس آرامش میده! دلیلش هم اینه که خیلی از تنهایی های من رو پر کرد و کمک کرد! خیلی وقت ها که از زمین و زمان خسته بودم یا فراری،بهش پناه میاوردم و به کوه و کمر و دشت و بیابون و خیابون میزدم و الحق تو این چند سال خیلی عالی با من راه اومد.
الان هم هرچی که بررسی میشه و من هر چقدر که خرج می کنم بازهم عیب یابی نمیشه و جدا دیگه موندم که چکار کنم....
امروز هم باز توی خیابون موند و الان هم تعمیرگاه ست....
شب که برگشتم خونه از خستگی اصلا متوجه نشدم چه طوری ۲ ساعتی رو مچاله شدم روی تختم و غش کردم که با تلفن یه عزیزی از خواب بیدار شدم و الان تیز و قبراق اینجا نشستم و تایپ می کنم...
زندگی ام افتاده روی دور تند! خیلی کارها هست که باید انجام بشه و کامل...
البته اگه موانع و دست اندازهای ناگهانی مثل ماشین و خرابی اش فرصت بدند...
وضعیت غذا خوردنم این هفته افتضاااااااااااااااااااااااااااااااااح شده!!! از صبح تا شب که اصلا نمی رسم چیزی بخورم و شب خسته و کلافه از خرابی ماشین و ساعت ها توی تعمیرگاه سرپا ایستادن،معمولا رو می آرم به غذاهای فوری و آماده...
حالا جالب این جاست که من معمولا حتی در نهایت گرسنگی هم خیلی متعادل و کم غذا می خورم اما با هر لقمه ای که فرو میدم یه بارررررررررررررر ِ چند تنی از عذاب وجدان رو هم قورت میدم!
یعنی اینقدر که دیگه خوندیم و شنیدیم از مضرات و زیان های فست فود و نوشابه و شیرینی و غیره،که من با هر لقمه ای که می خورم یکی تو ذهنم حساب می کنه که خوب این میشه سرطان معده! بعدی احتمالا باعث میشه دیابت بگیری! اون یکی شانس سرطان روده رو زیاد می کنه! این باعث کبد چرب میشه و ....الی بی نهایت!!!
یعنی همون چند لقمه ای هم که می خورم دقیقا کوفت و زهرمارم میشه و میره پایین!!!
من نمی دونم قبلا ها که این آگاهی ها نبود و مردم کیلو کیلو روغن می خوردن و سرخ کردنی و شب شام پختنی و شیرینی و قند و غیره،چرا اینقدر این بیماری ها و مسایل کمتر بود؟؟
در هر حال از اونجایی که من از وقتی یادم میاد تو خونه ای بودم که اصول مدرن تغذیه ای خیلی دقیق رعایت میشده و بعدها هم خودم شغل ام مستقیما در این رابطه ها بود،اینه که الان یه چند کیلویی عذاب وجدان داره با من حمل میشه و به همین دلیل من قسم می خورم،قسم می خورم که از این لحظه توبه کنم و این دو هفته بی قانونی دیگه تکرار نشه و برگردم به همون روال سابق غذایی و لایف استایل سابقم و ورزشم رو هم شروع کنم و این عذاب وجدان رو با برگشتن به روال سابقم دک کنم و در رو به روش ببندم و بفرستم بره به درک!!
به همین دلیل یه وبلاگ دیگه درست کردم(در همین بلاگ اسکای) که هر روز برنامه های زندگی ام رو اونجا می نویسم و حتی مو به مو می نویسم که چکار کردم و چکار می خواهم بکنم که بتونم زندگی ام رو قانونمند تر و جهت دار تر کنم....(احساس کردم این که من در طول روز چکار می کنم شاید برای شما ها جالب نباشه اینه که لینکش رو نگذاشتم).
البته از بحث چاقی و لاغری و بیماری که بگذریم،وقتی تو در زندگی یه رویه ی صحیح و اصولی رو پیش بگیری ( و نه الزاما سخت گیرانه طوری که زندگی ات مثل پادگان نظامی بشه و هیچ تخفیف و ارفاق و مرخصی رو به خودت مجاز ندونی) ، و به عنوان مثال اغلب از غذاهایی استفاده کنی که می دونی برای بدنت مفید هست و سعی کنی تا جایی که میشه از مصرف غذاهایی که به بدنت آسیب می رسونه دوری کنی،وقتی که به طور منظم ورزش می کنی و از ورزش کردن لذت هم میبری،وقتی که سعی کنی استرس ها و نگرانی هات رو به حداقل برسونی و تمرین کنی مثبت اندیش باشی، اینا نشون میده که برای جسم و روحت ارزش قایلی و بهشون احترام میگذاری...و مسلما اونا هم نهایت همکاری رو باهات می کنند و همیشه همه چیز به عالی ترین شکلی پیش میره...
بله رفقا...
محیط اطرافم یه فنگ شویی اساسی لازم داره که طرف امروز و فردا انجام میشه و بعدش یه حالی باید بدم به دنیای درونم که احساس می کنم کمی امواجش تند و سرکش شده و آرامش رو بهش برگردونم و بعد ساعات خوابم رو هم تنظیم می کنم و ورزش و مطالعه و غیره ...
آخیییییییییییییییییییییییییییییییییش! چقدر خوبه آدم از روزمره های معمولی اش هم با کسی یا کسایی حرف بزنه!!! و حس بدی هم نداشته باشه و هی به خودش نگه : حالا که چی؟؟
یعنی جدا خفه شدم بسکه ۲۸ سال تقریبا هیچی نگفتم!! و همه ی زندگی ام رو خودم تنهایی پیش بردم!!
۱-احتیاج دارم یه مدت بی هیچ سبک خاصی،فقط روزانه هام رو بنویسم.پس از این بعد بیشتر می نویسم!
****************
۲-اگر شما هم مدتی است که به شدت کسل و بی حال و بی حوصله شدید،اگه حوصله ی هیچکاری ندارید،اگه احساس می کنید دلتون می خواد در طول شبانه روز فقط بخوابید،بدانید و آگاه باشید که این چیزی نیست جز تاثیر امواج پارازیتی که دولت مهرورز بر روی شبکه های ماه واره ای می اندازه! و از اونجایی که این جا تنها جایی است در دنیا که جان آدمی به اندازه ی یه کرم خاکی هم ارزش نداره(دور از جون همگی البته!) اینه که فعلا همین وضعیت رو داریم!
*********************
۳-طرف تو فیس بوک شِیر کرده : حکم ا ع د ا م شش نفر از دست گیر شدگان حوادث بعد از ا ِن تخابات تایید شد،بعد ۶۰ نفر براش «لایک» زدن!! مملکته داریم؟؟
***************************
۴-استاد شجریان(که درود به شرفش)، مهر در شیراز کنسرت داره!
-داداشه : باباااا...چیزه! شجریان عید شیراز کنسرت داره.
-بابا: چقدر عالی...
-چیزه بابا! میگم،شما پول بده،من برم کنسرت،بعدبراتون تعریف می کنم!!
-چطوره یه کار دیگه کنیم؟ من پول بدم،خودم برم کنسرت،بعد من بیام برای تو تعریف کنم! نظرت چیه؟
-
*******************************
۵-داداشه وقت گرفتن پول ماهیانه اش، یه لیست گذاشته روبروی باباهه ،که علاوه بر پول ماهیانه اش،اینا رو که خرج ماه قبله باید جدا بهش پرداخت کنند! چون ایشون معتقدند و قانونشون اینگونه است که پول تو جیبی یعنی پولی که تو جیبته و هر خرجی که کردی پدر خانواده باید بده! (خدا شانس بده!!) لیست مذکور هم بدین قراره:
-ماست و موسیر چوپان با چیپس و پفک و بادام زمینی،جهت مسابقات جام جهانی،۴۰۰۰هزار تومان.
-سلمونی:۵۰۰۰ تومان.
-چهار دفعه شام بیرون با بر و بچز(همبرگر و پیتزا و فلافل و کنتاکی) : ۲۰هزار تومان.
-سه دفعه شب داشتم برمیگشتم خونه،دیر بود اتوبوس نبود مجبور شدم تاکسی سوار شم،به عبارتی میکنه: ۵۰۰۰تومان.
-نان باگت برای ساندویچ کتلت خانگی(شما نان سنگگ خریده بودی،سفت بود،کلفت بود من نخوردم) : ۱۰۰۰تومان
-کفش ....تومان
-دوغ(باقالی پلو با گوشت داشتیم،زنگ زدم تو راه به مامان، پرسیدم نوشیدنی چی داریم،گفت بیا برات شربت آلبالو درست می کنم،دیدم حال نمیده دوغ خریدم سر راه اومدم) ...تومان.
-تی شرت سفید (یه تی شرت خریدم هیکلی! این مامان فکر میکنه می خواد بره برای حسین رضا زاده خرید! هر بار یه چیزی می خره که خانوادگی توش جا میشیم!! من اینهمه میرم باشگاه هیکل ساختم کار دُرست،یه ذره شکم ندارم! چی بود اون تی شرت گَل و گشاد ها!! اینه که از این به بعد با رفقا میرم خرید!! )
-یه دونه کمر بند طبی خریدم برای باشگاه ! از اینا که گیره داره! (می دونی که دیگه من حرفه ای کار میکنم! برای وزنه زدن کمربند طبی لازمه! باز نگی میرفتی کمربندهای طبی منو برمیداشتی که ضایع است!! اونا مال کمر درده!! من بخوام باهاشون یه دراز نشست بزنم،خوابیدنی میشه خوابید،اما بعد که میام بلند شم گیر می کنم به زمین!! یعنی کمربند و جاذبه منو می کشونند پایین! متوجه شدی؟؟)
-بیسکوییت شکلاتی+دایجستیو ( این همه میگی غذای سالم بخورید منم سالم خرید می کنم! چه بچه ی خوبی ام؟؟ شکلات که میگن آنتی اکسیدان داره برای قلب خوبه منم بیسکویتش رو خریدم،دایجستیو هم سبوس داره خوبه موهام نمیریزه!! بیسکوییت فرخنده هم که هر بار از فروشگاه کارتن کارتن می خری گذاشتم برای شما سه تا ! گاهی هم از اون می خورم البته!!)
و...
و...
و...
-شُ ر ت مارکدار !!!! (این شلوار جین ها که همه فاق کوتاست! تیشرتها هم که کوتاست، اینه که آدم دولا(!!) میشه مارک شُ ر تش پیدا میشه! زشته بالاش کِش(!!) داشته باشه! تو دانشگاه خوب نیست!!!)
من و پدر و مادر:و
و
!!!
{اگه دختر بود،با همین پاراگراف آخر اعدامش می کردندید !یا با یه درجه تخفیف و ضمانت اینو اون،سرش رو میگذاشتن لب باغچه می بردیدند!! اما حالا که پسر ِ قند عسله،احتمالا تو دلشون قربون صدقه ی پسر خوشتیپشون هم رفتن که ماشالله هزار الله و اکبر بزگ شده،دخترا میمیرن برا پسرم!!!}
**************************************
۶-دختر ۱۹ ساله ی دوستم خطاب به من و مامانش:
-امروز با فرشاد قرار داشتم! بعد نمی دونین! ابروهاش رو هشتی کرده بود،برق ناخن زده بود با برق لب،با ریمل بی رنگ!!! بعد من خیلی عصبانی شدم! بهش گفتم: یه بارگی یه مینی ژوب هم میپوشیدی خوشگل میشدی!!
من:
مامانش: خوب مامان چقدر بهت بگم با همین نیما دوست شو که اینقدررر عاشقته! چپ و راست برات هدیه می خره.دائم میاددنبالت میبردت بیرون....
---نه مامان! من عاشق فرشادم!! خیلی دوستش دارم!!! عشقمه! براش میمیرم!!
من:
{ما اصحاب کهف نبودیم احیانا؟؟؟}
*****************************************
۷-نهااااااااال ! وای باورم نمیشه پیدات کردم! دختر از راهنمایی تا حالا ما هم رو ندیدیم! چه عوض شدی! فهمیدی که! من هم شوهر کردم! نمی دونی بابام چه سختگیری ای می کرد! میگفت من دختر به کمتر از دکتر نمیدم! شوهر من هم که مهندس بود! اونقدر رفتم و اومد،شاید بیشتر از ۳۰ بار،که بالاخره بابام رضایت داد...
--وای چه عالی! تبریک میگم عروس خانم...امیدوارم خوشبخت بشی !حالا این آقای مهندس ما چی خونده؟ کجا مشغوله؟
-مهندس مدیریت بازرگانی.اداره ی پست.
-
{یعنی این لقب مهندس اینقدرحیاتیه واقعا؟؟}
****************************************************
۸-پرزیدنت ِ احمقمون رو هم که باز نزدیک بوده این صهیونیست ها بدزدند! نه ببخشید! پرزیدنت منتخبمون رو باز نزدیک بوده صهیونیست های احمق بدزدند!!
در همایش ایرانیان خارج از کشور احمدی نژاد از تلاش صهیونیستها برای ترور وی پرده برداشت و گفت: «صهیونیستهای احمق آدم اجیر کردند که مرا ترور کننند.»
{بعد هی میگن چرا مشایی اینقدر چرت و پرت میگه!!خوب وقتی پرزیدنت بیماریشون مسریه و منتشر میشه،اطرافیان به صورت اپیدمی مبتلا میشند دیگه!! حالا حساب کن رییس دفتر شخص ناقل باشی،پدر زنِ پسرش هم باشی،دیگه حساب کن دوبرابر احتمال انتقال هست!!!}
********************************************************
۹ - ۴۰ در ایران باستان عدد مقدسی بوده.چله نشینی هم ار همون میاد...هر هدفی که داری،هر تصمیمی که داری،هر آرزویی که داری،۴۰ روز ، براش تلاش و ممارست کن...
به صحت و سقمش کاری ندارم اما بهانه ی خوبیه...
از امروز تا ۴۰ روز دیگه: میشه تمرین لبخند کرد،شاد بود،مثبت اندیش بود،مهربانی رو تمرین کرد،رویاهای عالی برای زندگی ساخت و ۴۰ روز رشد و پرورشش داد،برای تناسب اندام تلاش کرد،ورزش رو نهادینه کرد و خیلی کارهای دیگه....
تو آرزو یا هدف یا خواسته ای نداری دوست من؟ از امروز تا ۲۰ شهریور میشه چله نشست....