یاهو-بلاگفا-یاهو-وبلاگ
if ( intCount==-1) strResult="آرشیو نظرات"; if ( intCount==0) strResult="نظر بدهید"; if ( intCount==1) strResult="یک نظر"; if ( intCount>1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="http://commenting.blogfa.com/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }
X
تبلیغات
رایتل















خوشبختی

زندگی را با همه ی زیبایی اش در آغوش می کشم...

خوب راستش رو بخواهید من به خاطر دادگاه پنجشنبه  استرس دارم!


اول به خاطر این که دلم اصلا نمی خواهد ریخت نحس این پسره ی روانی و فک و فامیل مدعی و بی تربیتش رو ببینم.

دوم هم به خاطر این که پدرم پنج شنبه ها،استاد پروازی ِ یه شهر دیگه است و چون پنج شنبه ی اون هفته هم دانشگاه تهران سمینار داشته و کلاسش رو تعطیل کرده،این هفته نمی تونه این کار رو بکنه و  نم تونه با من بیاد و خودش هم ناراحته...



یعنی من تنها باید برم دادگاه؟؟ متنفرم از اون جا و محیطش!! چکار کنم واقعا؟ بخوام هم رضایت بدم به هر حال پنج شنبه رو باید برم! تو این ۴۸ ساعت باقیمونده هم که فرصت نمیشه تا حداقل ازدواج کنم که نخواد تنها برم!!! 



هر چند که جعل عنوان و شروع به آدم ربایی و مزاحمت برای بانوان ، از نظر عمومی هم مجازات داره و حتی اگه من هم رضایت بدم ،قانون فعلا آزادش نمی کنه...




من برام اون پسره اصلا مهم نیست! اصلا دلم نمیسوزه که با بدترین شرایط تو زندانه!چون اون یه جانی ه!! مساله این جاست تا وقتی این پرونده بازه و من هم به عنوان شاکی اش، خوب طبیعتا از این رفت و آمد ها و دردسرها زیاد دارم! یعنی در واقع باز این جا منم که آسیب میبینم!

برا همین میگم رضایت بدم تا راحت شم و دغدغه ام تموم شه...

.

.

.

.

.

.

.

.

.نظر شما چیه؟؟ جای من بودید چکار میکردید؟ پاش می ایستادید تا مجازات شه یا از حق خودتون میگذشتید و به قانون می سپردینش؟؟

تا فردا شب بیشتر وقت نیست....بگید چکار کنم؟؟



نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1388ساعت 12:26 ق.ظ توسط نهال نظرات (18)