یاهو-بلاگفا-یاهو-وبلاگ
if ( intCount==-1) strResult="آرشیو نظرات"; if ( intCount==0) strResult="نظر بدهید"; if ( intCount==1) strResult="یک نظر"; if ( intCount>1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="http://commenting.blogfa.com/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }
X
تبلیغات
نماشا
رایتل















خوشبختی

زندگی را با همه ی زیبایی اش در آغوش می کشم...

چقدر بوی سبزی تازه لذت بخشه....

من آدم کار  خونه نبودم هیچوقت....ضمن اینکه فکر می کردم از سبزی پاک کردن بیشتر از هر کار دیگه ای متنفرم!! ولی در سیر متفاوتی که داشتم،نه تنها از این کار بدم نمیاد،بلکه کلا دیدن سبزی های شسته و ضد عفونی شده در سبد،شوق و اشتیاقم رو هزارن بار زیاد می کنه....صد البته که نعناع و تربچه جز لاینفک سبد سبزی خونه ی ماست....

کلا تصور سختی_ پاک کردن سبزی،خیلی اغراق آمیز تر از خود کاره!! بخصوص اینکه کارهایی که مداومت دارند مثل بافتنی،ظرف شستن یا سبزی پاک کردن،یه آرامش اعصاب  خوبی به آدم میدهند...



امروزم زیاد به بطالت گذشت....

دو روز بود که از نظر جسمی خیلی خیلی بی رمق بودم و اصلا انرژی نداشتم؛ امروز رو بیشتر خواب بودم و دل ای دلی کنان می گذروندم....در واقع هیچ فعالیت فیزیکی خاصی نداشتم....

ناهار هم که کوفته بادمجان دیروز بود و چه بسا خوشمزه تر از روز قبل!!

یه غذاهایی انگار هر چی می مونند خوشمزه تر میشند....


بعد از کتاب "نیمه ی تاریک وجود" اثر دبی فورد، الان دارم کتاب "راز سایه" رو می خونم و لذت می برم....

توصیه می کنم اگه زندگیتون گیر و گره زیاد داره یا مثل قبل ترهای من،هر راهی که میرید با مخ یا به زمین یا به دیوار می خورید، اول کتاب نیمه ی تاریک رو بخونید و بعد هم راز سایه...


.

.

.

.

.

یادآوری:


از این روزانه و ساده نویسی خوشم میاد....دست کم مود الانم اینجوریه....قبل تر ها فکر می کردم خب که چی!! روزانه های تو به چه درد بقیه می خوره؟؟

ولی الان فکر می کنم رسالت من در زندگی این نیست که همیشه و همه جا کاری رو انجام بدنم که به نفع دیگرانه و خوشایند بقیه است....

فکر کنم بزرگ ترین خدمت من به دیگران این باشه که در مرحله ی اول با خودم در صلح و آشتی باشم و بنابراین اون کاری رو انجام بدم که دوست دارم و بهم آرامش میده و تازه به کسی هم آسیبی نمیرسونه....




و بدین ترتیب این بود شنبه نبشت من! من مجددا با کتاب عازم تختخوابم و قبل از خواب آرزو می کنم که خودم و تمام کسانی که اینجا رو می خونند،یکشنبه ی شاد،آرام،توام با عشق و سلامتی و ثروت و برکت و گشایشی داشته باشیم.....امشب امکان تاییید کامنت ها هم نبود ضمن اینکه بعضی رو (سلام یک زن و یلدای عزیزم)ترجیح میدم خصوصی در وبلاگشون کامنت بگذارم.


شاد باشید...





نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1392ساعت 01:58 ق.ظ توسط نهال نظرات (0)